بررسي تغييرات سطح آب زيرزميني در اثر زمين لرزه
چكيده
تغييرات قابل توجه سطح آب زيرزميني در بسياري از زمين لرزههاي بزرگ دنيا مشاهده شده است. امروزه از اين تغييرات به عنوان ابزاري جهت پيشبيني زمين لرزههاي آتي، آگاهي از منابع آبي جديد و مبارزه با بحران آب بعد از وقوع زمين لرزه ، استفاده ميشود. مطالعه زمين لرزههاي تاريخي و سده بيستم ايران نشان ميدهد كه بسياري از آنها همراه با تغييرات قابل توجهي در سطح آب زيرزميني منطقه بوده اند. به اين منظور تغييرات سطح آب در زمين لرزه زرند با در دست داشتن اطلاعات81، مورد بررسي قرار گرفت. نتايج حاصل نشان داد، كه زمين لرزه مذكور سبب افت - هيدروژئولوژي مربوط به 4 سال آبي 85قابل توجه سطح آب در تعدادي از قناتهاي نزديك به كانون زمين لرزه شده است. علاوه بر اين، تغييرات جزئي سطح آب
پيزومترهاي مجاور گسل، نشان ميدهد كه روند عمومي تغييرات، قبل و بعد از زمين لرزه، در پيزومترهاي منطقه يكسان است.
مقدمه
آبهاي زيرزميني به عنوان مهمترين منابع تامين آب شيرين، بهخصوص در نواحي خشك، از اهميت بالايي برخوردارند. بنابراين، مطالعه نوسانات سطح آب، كه منجر به بالا و پايين رفتن تراز آب زيرزميني در اين مناطق ميشود، امري ضروري است. بررسيها نشان ميدهد كه زمين لرزههاي رخداده در منطقه تاثير بسزايي در تغييرات سطح آب زيرزميني منطقه دارند.
اين تغييرات كه در اثر افزايش و يا كاهش فشار حفرهاي خاك ايجاد ميشود، منجر به پايين رفتن سطح آب داخل چاهها و يا فوران آب از داخل آنها و خشكيدن پارهاي از چشمهها و قناتها يا جاري شدن آب از نقاطي كه قبلاً خشك بوده است، ميگردد. در بسياري از موارد ميتوان از تغييرات لرزهاي سطح آب، قبل از رخداد زمين لرزه، به عنوان يك پيش نشانگر مهم جهت پيش بيني زمين لرزه هاي آتي استفاده نمود.
تاكنون دهها پيش نشانگر مختلف براي زمين لرزه شناسايي شده كه مهمترين آنها پيش نشانگر هاي آبشناختي، لرزه شناختي، تغييرات مقاومت الكتريكي زمين و الگوي اتساع پذيري پوسته زمين مي باشند. از پيش نشانگرهاي آب شناختي ميتوان تغييرات سطح آب قبل از رخداد زمين لرزه و تغييرات غلظت گاز رادون در آبهاي زيرزميني را نام برد. علاوه بر اين، آگاهي از تراز آب زيرزميني بعد از زمين لرزه، اطلاعاتي ارزشمند در رابطه با بهرهبرداري و يا عدم بهره-برداري از اين منابع در اختيار ما قرار ميدهد. همچنين در بسياري از موارد بالا آمدن سطح آب زيرزميني بعد از رخداد زمين لرزه مشكلات بسياري در منطقه ايجاد كرده است، كه با انجام مطالعاتي از اين دست ميتوان به مقابله با چنين بحرانهايي در منطقه پرداخت. به اين منظور، در اين مقاله، به دنبال بررسي رابطه سطح آب زيرزميني و چند زمين لرزه بزرگ جهان، زمين لرزههاي رخداده در ايران، كه هر يك به نوعي تغييراتي در سطح آب زيرزميني منطقه به وجود آوردهاند، معرفي شده اند. در انتها، تغييرات سطح آب زيرزميني در مجاورت گسل كوهبنان، تحت تاثير زمين لرزه اسفندماه سال 83 زرند، مورد بررسي قرار ميگيرد.
تغييرات سطح آب زيرزميني در اثر زمين لرزه
تغييرات سطح آب زيرزميني ميتواند قبل و يا بعد از رخداد زمين لرزه ايجاد شود. در بسياري از زمين لرزههاي بزرگ جهان، تغييرات سطح آب زيرزميني قبل از رخداد زمين لرزه گزارش شده است.
در زمين لرزه سال 2008 ونچوان چين به بزرگاي Mw=7.9 17 روز قبل از زمين لرزه، آب يك تالاب در مدت چند ساعت ناپديد شد و تغييرات غيرعادي سطح آب چند روز قبل از زمين لرزه سبب رفتار غيرعادي بسياري از حيوانات و بيرون آمدن بسياري از وزغها به سطح زمين شد.شكل1 تغييرات غيرعادي سطح آب بعد از زمين لرزه نيز در بسياري از زمين لرزههاي بزرگ جهان مشاهده شده است كه از آن- جمله ميتوان به برخي زمين لرزههاي اخير اشاره كرد :
*زمين لرزه سال 2009 ميلادي آكيلا 2 ايتاليا(Rossetto et al., 2009) (Mw= 6/3)
*زمين لرزه سال 2008 ميلادي ونچوان چين(Mw=7/9)
*زمين لرزه سال 2003 ميلادي توكاچي – اكي (ژاپن) (Naoji and Norio, 2004) (Mw=3)
*زمين لرزه سال 1999 ميلادي چي- چي 4 تايوان(Wen-chi et al., 2004) (Mw= 7/6)
*زمين لرزه سال 1995 ميلادي كوبه 5 ژاپن(Hartman and Jason, 2006) (Mw=7/2)
شكل 1- بالا آمدن وزغها به سطح زمين در اثر تغييرات سطح آب زيرزميني، ساعاتي قبل از رخداد زمين لرزه ونچوان چين |
شكل2- تغييرات سطح آب در آبخوانهاي مختلف مخروط افكنه هاي محدوده چي - چي و شكل3 افت سطح آب در چاهي به فاصله 14 كيلومتري از كانون زمين لرزه مذكور را نشان ميدهد.
بررسيهاي انجام گرفته، نشان داد كه مهمترين پارامترهاي موثر در تغييرات سطح آب در زمين لرزه چي- چي عبارتند از:
• خصوصيات آبخوان
• تنوع واحدهاي زمينشناختي
• روانگرايي و قابليت افزايش آن
• گراديان هيدروليكي پيش از زلزله
شكل4 تغييرات سطح آب پس از رخداد زمين لرزه توكاچي- اكي ژاپن را نشان مي دهد.
منحني تغييرات سطح آب نشان ميدهد كه عمده تغييرات پس از رخداد زمين لرزه، به صورت تغييرات نوساني 1 و پلهاي 2 بوده است. با توجه به شكل 4 تغييرات نوساني سطح آب در دوره قبل از وقوع زمين لرزه داراي انحراف معيار كمتري نسبت به دوره 2اگر .(σ 1 <σ )پس از وقوع زمين لرزه)، مي باشد2)رگرسيون خطي تغييرات نوساني در دورههاي 1 و 2 رسم شود، بين دو خط رگرسيون حاصل، افتي به اندازه را به عنوان افت پلهاي سطح d مشاهده ميشود. مقدارd از دو برابر آب در نظر ميگيرند. در صورتيكه بزرگاي
( d > 2σ1,2σ انحراف معيار دوره هاي 1 و 2 بيشتر باشد. ،ميزان افت پلهاي سطح آب به عنوان تغييرات شاخص در نظر گرفته ميشود. در صورت عكس اين حالت، تغييرات نوساني شاخص است.به منظور افزايش دقت چنين مطالعاتي، لازم است . تغييرات روزانه سطح آب به صورت نگاشتهايي رسم گردد. شكل(5) تغييرات روزانه سطح آب زيرزميني در محدوده اسكيشهير 3 قبل و بعد از رخداد زمين لرزه هاي17آگوست 1999 و 22 نوامبر 1999 ايزميت 4 و دوزجه 5 تركيه را نشان ميدهد.
مطالعه زمين لرزه هاي موثر در تغيير سطح آب درايران
در ادامه اطلاعات در دسترس، رابطه بين تغييرات سطح آب زيرزميني و زمين لرزههاي تاريخي را به گونه اي كه توسط امبرسيز و ملويل ( 1982 ) گزارش شده، مرور ميكنيم.
مطالعه زمين لرزههاي تاريخي و سده بيستم ايران نشان ميدهد كه تعدادي از زمين لرزههاي رخداده در ايران همراه با تغييرات قابل ملاحظه سطح آب زيرزميني منطقه بوده اند. تغييرات گوناگون سطح آب همزمان و بعد از رخداد در بسياري از زمين لرزه ها مشاهده شده است، به عنوان مثال در ذيحجه 203 زمين لرزه فاجعه باري در خاور خراسان روي داد كه در نتيجه زمين لرزه سطح آب زيرزميني بسيار بالا آمد و بيابان سدره بين شبرغان و بلخ را آب فرا گرفت و آنرا به سرزميني حاصلخيز بدل كرد. در اول ذيحجه سال 346 زمين لرزه فاجعه باري در شمال مركزي ايران روي داد. در نتيجه اين زمين لرزه، كوهي در نزديكي ري شكاف برداشت و آب از زمين بيرون ريخت. در كوههاي رويان در شمال ري، زمين لغزه هاي گسترده مسير رودخانهاي را بست كه آب آن پس نشست و درياچه اي ساخت در سال 1780 ميلادي به دنبال يك پيش لرزه نيرومند، زمين لرزه فاجعه باوري در منطقه تبريز، اين شهر را تقريباً به طور كامل ويران كرد. زمين لرزه با يك گسيختگي گسلي همراه بود كه دست كم شصت كيلومتر درازا داشت. در منطقه پست باختر تبريز، خاك دچار روانگي شد و گل از زمين بيرون زد. در اثر لرزه چشمه ها و قناتها خشكيد و روانه هاي جديد آب در جاهاي ديگري جريان يافت كه در برخي جاها تا بدان اندازه زياد بود كه ناحيه درهم كوبيده شده در اثر زمين لرزه را سيل فرا گرفت. جريان آب پس از حدود 2 ساعت بازايستاد وآبها به سوي درياچه اروميه كشيده شد.
در 25 ژوئن سال 1824 ميلادي زمين لرزه ويرانگري در منطقه شيراز روي داد. زمين لرزه سبب بالا آمدن ماندگار سطح ايستابي در منطقه شيراز شد.
در 2 ژوئيه سال 1840 ميلادي زمين لرزه فاجعه باري در منطقه بين فرات عليا و كوه آرارات روي داد كه در اثر آن جريان آب در بسياري از روانه ها و چشمه ها در فرات بالا و در منطقه شارور افزايش يافت، در حاليكه در منطقه نخجوان چشمه هاي بسياري براي مدتي خشكيد.
در مه سال 1875 ميلادي زمين لرزه شديدي در منطقه كوهبنان، روستا و دژ جور و نيز زيستگاههاي طغرالجرد را ويران كرد. لرزه باعث خشكيدن چشمهها در طغرالجرد و رسيدن آسيب به خانه ها گرديد. روستاي واسط نيز ويران شد و لرزه در كرمان و توابع آن به شدت حس شد.
در 25 سپتامبر سال 1903 ميلادي زمين لرزه شديدي آسيبهاي گستردهاي به منطقه ترشيز (كاشمر) در سوي باختر تربت حيدريه در خراسان رساند. در اثر اين زمين - لرزه در جريان آب چشمه ها و چاهها نيز تغييراتي موقتي مشاهده شد.
در 15 ژوئيه سال 1929 ميلادي هنگام نيمروز يك زمين لرزه آسيب رسان استانهاي جنوب باختري خوزستان و بختياري را لرزاند. پس لرزه ها و نيز چشمه هاي تازه اي كه پس از زمين لرزه سربرآورند سبب جنبشهاي افزونتر توده لغزشي شدند.
در 6 مه سال 1930 ميلادي زمين لرزه اي شهرستان شاهپور را در هم كوبيد.اين زمين لرزه در چشمه هاي ناحيه تاثير گذاشته، اما اين كه هيچگونه اثرماندگار بر حوزه هاي آبگيري لايه هاي آبده و يا تراوايي آنها گذارده باشد جاي ترديد است. در نتيجه زمين لرزه، سطح ايستابي موقتا بالا رفت و مناطق پست دره را آب فراگرفت، اما به زودي به سطح پيشين خود فرو نشست.
در بعد از ظهر 28 نوامبر سال 1933 ميلادي، زمين لرزه گروه كوچكي از روستاهاي كويري شمال باختر بهاباد را به كلي ويران كرد. در اين روستاها وپيرامون آن،كه در زمان زمين لرزه سطح ايستابي در حدود 5 متري زيرسطح زمين بود، زمين لرزه باعث روان شدن گسترده خاك و بيرون ريختن گل توسط گلفشانها شد. اين زمين لرزه همچنين سبب فروريزش گسترده زمين و بيرون ريختن ماسه از شكافها، در امتداد زون باريكي، گرديد. به نظرميرسد كه اين نواحي با مرزهاي باختري كفه رسي و با ناحيههايي كه سطح ايستابي آنها بالا است در ارتباط بوده اند. در يك جا شكستگيهاي زمين از روند يك قنات متروك پيروي كرده و باعث پديداري افت ظاهري يك متري به پايين شد.
در 5 ژوئيه سال 1948 ميلادي زمين لرزه نيرومندي در استان كرمان حس شد. در منطقه جوپاز پس از زمين لرزه مدتي آبدهي قناتها به گونهاي چشمگير افزايش يافت.در 1 سپتامبر سال 1962 ميلادي، در اثر زمين لرزه فاجعه باري در منطقه پرجمعيت جنوب قزوين 12200تن كشته شدند. اين زمين لرزه باعث پديد آمدن تغييراتي در منابع آب زيرزميني و جريان چشمه ها شد. البته تغييرات ماندگار در مجراهاي زيرزميني، تنها در نواحي همسايه زون گسل و در سوي شمال آن زون روي داد. زمين لرزه بم در 5 دي ماه سال 1382 ، به بزرگاي Mw=6/5 تحت تاثير گسل ناشناخته اي كه بعدها گسل ارگ بم ناميده شد، در عمق 8 كيلومتري از سطح زمين به وقوع پيوست. زمين لرزه سبب تغييرات كمي و كيفي بسياري در آبخوانهاي منطقه گرديد. چكيده تغييرات ايجاد شده در آبهاي زيرزميني در اثر اين زمين لرزه
عبارت است از:
- افت شديد سطح آب زيرزميني بعد از وقوع زمين لرزه.
- تغيير در ميزان آبدهي قنوات و چاههاي مجاورگسل لرزهزا.
- كاهش ميزان جريانات ورودي در محدوده مجاورگسل.
- افزايش غلظت يونهاي سولفات و كلرايد در نواحي شمالي و شرقي دشت، به دليل جابجايي لايه هاي سنگي آتشفشان(توفيت)، در اثر حركت گسل.
- تغيير شيب هيدروليكي و جهت جريان در نواحي مجاور گسل لرزهزا.
- نامطلوب شدن كيفيت آب از نظر شرب وكشاورزي در نواحي مجاور گسل ) ميزان اين تغييرات در فواصل دورتر از گسل لرزهزا در حد ناچيزي بوده است(
- كاهش آبدهي و خشك شدن قناتها در اثر جابجايي مسير آنها توسط گسل.
با مطالعه زمين لرزه هاي تاريخي و دستگاهي ايران، و بررسي تاثير آنها در تغييرات سطح آب زيرزميني منطقه، ميتوان تغييرات سطح آب در زمين لرزه هاي نامبرده را به صورت زير خلاصه كرد:
- بالا آمدن ماندگار سطح ايستابي
- بالا آمدن وسپس افت سطح ايستابي
- بالا آمدن سطح ايستابي به دليل پديده روانگرايي
- فوران آب از سطح زمين
- افت سطح ايستابي
- خشك شدن آب چشمه ها و قنات ها
آلودگي آبهاي زير زميني
زلزله علاوه بر تاثيرات مخرب سازه اي تاثيرات سوء زيست محيطي نيز دارد که از آن جمله مي توان به آلوده نمودن آبهاي زير زميني اشاره نمود .در ارتباط با آلودگي آبهاي زير زميني مي توان به آلودگي شيميايي و ميکروبي که از مهمترين اثرات زلزله بر آبهاي زير زميني مي باشد اشاره نمود.باتوجه به زلزله خيز بودن ايران و کمبود منابع آبي نياز به حفاظت از آبهاي زير زميني امري کاملا ضروري به نظر مي رسد.در اين مقاله به نقش زلزله در آلودگي آبهاي زير زميني، تاثيرنامطلوب آن از جنبه هاي مختلف براين ماده ارزشمند. و بحث در مورد راههاي حفاظت از آن در برابر زلزله پرداخته مي شود.يكي از تعاريفي كه براي آلودگي آب بكار مي رود ،اينست كه آلودگي آب عبارتست از تغييرات نامطلوب كيفيت يا خصوصيات فيزيكي، فيزيولوژيكي،شيميايي و حياتي آب كه حيات انسان و ديگر موجودات زنده را بطور موثري تهديد مي كند.
فرآيند آلودگي آبهاي زير زميني پس از زلزله
به نظر مي رسد هر زلزله اي طبق دو ويژگي بر محيط زيست تاثير مي گذارد : اثرات اوليه و اثرات ثانويه .اثرات اوليه را مي توان ناشي از تکان هاي زلزله بر سفره آبهاي زيرزميني دانست ، اين عامل به نوعي به صورت عامل تشديد کننده و گاه به صورت عامل اوليه محسوب مي شود .عامل دوم را مي توان ناشي از حرکت بخشي از زمين يا قطعاتي از آن را در اثر زلزله دانست ، اين عامل بطور ويژه اي تاثير مخرب سازه اي بر شبکه جمع آوري و تصفيه فاضلاب خواهد داشت.زلزله ممکن است بر برخي از تاسيسات که انهدام يا تخريب آنها باعث آلودگي آبهاي زير زميني مي شود تاثيرات سوء بگذارد که از آن جمله مي توان موارد زير را نام برد:
1. مخازن يا تانک هاي ذخيره محصولات نفتي : در کليه کشور هاي جهان ، براي ذخيره کردن محصولات و زوايد نفتي مانند بنزين گازوييل و غيره از تانک هاي مخصوص که در زير يا روي زمين قرار داده مي شود ، استفاده مي کنند اين تانک ها بسته به جنس و قدمتشان بر اثر رخ دادن زلزله با ريشتر هاي مختلف احتمال دارد تخريب (سوراخ شدن)و يا منهدم گردند و در نتيجه بانشت مواد نفتي ، موجب آلودگي آبهاي زير زميني مي شود.
2. مخازن سطحي :مخازن سطحي نيز يکي ديگر از تاسيساتي است که در صورت وجود مواد آلاينده احتمال دارد پس از رخ دادن زلزله باعث نشت مواد آلاينده شده و تاثيرات نامطلوب خود را بر محيط زيست و به ويژه آبهاي زير زميني بگذارد .
3. سيستم جمع آوري فاضلاب : در صورت وجود چنين سيستمي در يک منطقه ، مي تواند يکي از خطر ناک ترين علل آلودگي آبهاي زير زميني پس از زلزله مي باشد به دليل توزيع مکاني گسترده اين سيستم يکي از دلايل آلودگي آبهاي زير زميني پس از زلزله محسوب مي شود . بايد اشاره کرد که در برخي از شهر هاي ايران سيستم جمع آوري فاضلاب در حال احداث مي باشد که لزوم طراحي مناسب و مقاوم آن در برابر زلزله امري ضروري مي باشد .
4. شکسته شدن سيل بند ها و سد هاي کوچک :که در صورت رخ دادن چنين حادثه اي منطقه زير آب رفته و احتمال آلوده شدن آب موجود در سطح منطقه به دلايل مختلف وجود دارد و به دنبال آن احتمال آلوده شدن آبهاي کم عمق يا زير سطحي مي رود . وجود يک سيستم زهکشي مناسب در منطقه جهت تخليه سيلاب موجود مي تواند بسيار مناسب و مفيد باشد .
5. سيستم انتقال آب آشاميدني : شايد بتوان گفت که اين عامل بالفطره باعث آلودگي آبهاي زير زميني نشود اما در صورت وجود هر گونه شکست يا تخريبي در شبکه انتقال آب آشاميدني احتمال آلوده شدن آب خارج شده از سيستم در هنگام بحران بشدت بالاست و در نتيجه همين آب آلوده مي تواند تاثيرات سوء خود را بر آبهاي زير زميني بگذارد.
6. عدم نگهداري زباله ها : منظور از زباله در اين بخش کليه مصاديق آن اعم از خانگي ، صنعتي ، بيمارستاني و... مي باشد، نگهداري نامناسب آنها از ديگر عواملي است که مي توان گفت پس از زلزله دست به دست ديگر عوامل داده و باعث آلودگي آبهاي زير زميني منطقه خواهد شد . زباله ها ممکن است باعث آلوده کردن آبهاي جاري در سطح منطقه به علت ترکيدن لوله هاي انتقال آب يا شکست سد ها و... شود و در نتيجه احتمال دارد باعث آلودگي آبهاي زير زميني نيز شود .
يکي از مهمترين پتانسيلهاي ايجاد خطر پديده زمين لغزش مي باشد خصوصا در مناطقي که تاسيسات جمع آوري يا ذخيره فاضلاب ها يا زباله ها وجود دارد اين پديده که از اثرات ثانويه زلزله مي باشد مي تواند در مناطقي که آب هاي زير زميني کم عمق يا آبهاي زير سطحي وجود دارد در ايجاد آلودگي موثر تر است.زمين لغزش ها معمولا به صورت موضعي باعث تخريب مي شوند اما همانگونه که گفته شد مي تواند در انهدام يا تخريب سيستم هاي جمع آوري فاضلاب و تاسيسات انتقال آب و... نقش مهمي را ايفا کند.علاوه بر زمين لغزش ها گسل ها نيز مي توانند پس از وقوع زلزله باعث تخريب سازه هاي جمع آوري فاضلاب و... باشند. ، اگر گسل ها از زير تاسيسات جمع آوري يا ذخيره مواد آلوده کننده محيط زيست بگذرد مي تواند بشدت باعث تخريب اين سازه ها شوند.
حفاظت از آلوده شدن آبهاي زير زميني
اگر چه معمولا آب سطحي ، از لايه هاي متخلخل مانند ماسه نرم و امثال اينها عبور مي کند و در نتيجه عبور از منافذ ريز و کوچک ، خود به خود به طور طبيعي تصفيه مي شود ، اما ممکن است که سنگهاي شکسته و مضرس از لحاظ تصفيه کردن آب ، داراي قدرت کمتري از سنگهاي آهکي و سنگ خاراي پر شکاف و نيز ماسه هاي درشت باشد. همچنين آلوده کننده هاي به وجود آمده توسط فعاليت هاي انساني بقدري زياد است که امکان دارد که اين تصفيه طبيعي کارايي لازم را نداشته باشد. بنابراين با توجه به شناخت مسئله تمهيدات خاصي را جهت جلوگيري از آلودگي بايد انديشيد . يعني شناخت منطقه مستعد زلزله ، پيش بيني تاثيرات آن بر آبهاي زير زميني و در نهايت مديريت مناسب جهت جلوگيري يا کاهش آلودگي آبهاي زير زميني مي باشد.ايجاد نقشه هاي خطر پذيري و شناسايي مناطق پر خطر و يا امن از نظر زلزله و نيز آبهاي زير زميني مهمترين گام محسوب مي شود.يکي ديگر از اقامات اساسي در جهت کاهش يا مقابله با آلودگي ، تهيه و تصويب قوانين و استاندارد هايي است که از آلودگي جلوگيري مي نمايد ، و در نهايت اجراي اين قوانين و استاندارد ها بصورت ايجاد سازه هاي مقاوم در برابر سوانح . البته بايد اشاره کرد که قوانين و مقرراتي وجود دارد اما اين قوانين بصورت مجزا تنظيم شده اند که بايد توسط يک کميته مشترک شامل کليه کارشناسان مختلف اعم از کارشناسان شبکه آب و فاضلاب ، کارشناسان و طراحان مخازن ذخيره مواد آلوده ، کارشناسان منابع آب زير زميني ، مديران بحران و... بازنگري و با ديد کلي تري نوشته شوند.
نتيجه گيري
آبهاي زير زميني به عنوان يکي از با ارزشترين منابع خدادادي در طبيعت همواره به عنوان يکي از پر استفاده ترين ذخاير آبي از گذشته تاکنون مورد استفاده قرار مي گرفته است به دلايل مختلف از جمله محدود بودن اين ذخاير ، زلزله خيز بودن کشور ، کند بودن مکانيزم تصفيه و فيلتراسيون طبيعي در اين آبها لزوم حفاظت به منظور جلوگيري از اتلاف هزينه هاي گزاف ضروري به نظر مي رسد.در مجموع مي توان عوامل زير را از مهمترين راهکارهاي ممکن براي جلوگيري از آلودگي آبهاي زير زميني در اثر زلزله دانست.
1. ايجاد نقشه هاي خطر پذيري و شناسايي مناطق پر خطر و يا امن از نظر زلزله و نيز آبهاي زير زميني
2. طراحي اصولي و مقاوم سازه هاي جمع آوري و انتقال آب و فاضلاب در برابر تکان هاي ناشي از زلزله و نيز مقاوم سازي اين سازه ها در برابر حرکت هاي ناشي از زلزله.
3. تنظيم قوانين و مقررات مناسب در اين زمينه و نيز بازنگري مجدد کد ها و قوانين موجود.
4. تعيين حريم مناطق حفاظت شده با استفاده از آگاهي از انتشار مواد آلاينده ها.
منابع
1. عليزاده، امين ، هيدرولوژي کاربردي ، انتشارات دانشگاه امام رضا، 1378
2. کردواني ، پرويز ،ژئوهيدرولوژي ، انتشارات دانشگاه تهران،1374
3. باغوند ، اکبر ، جزوه درسي آبهاي زير زميني دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران،1382
4. رادفر، ش1382 . "تحليل ساختاري، ريخت زمين ساختي و نو زمين ساختي گسل كوهبنان"، پايان
5. نامه دكترا، دانشكده علوم زمين، دانشگاه شهيد بهشتي.
6. سالاري، ه. 1384 . " اثرات گسل بم و زلزله بم بر روي منابع آب زيرزميني دشت بم"، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه سيستان و بلوچستان
7. Ambraseys, N.N. and Melville, C.P.,(1982). “A history of Persian Earthquake”,Cambridge University Press.
8. Bachmanov, D., Trifonov, V.,Hessami, K., Kozhurin, A., Iranova, T., Rogozhin, E., Hademi, M., and Jamali, F., (2004). “Active faults in the Zagros and Central Iran”,
Tectonophysics, No. 380: pp.221-241.
:: موضوعات مرتبط:
زمين شناسي
:: برچسبها:
زمین شناسی,
زلزله,
تغییرات زمین,
زمین لرزه,
آب زیر زمینی